سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
پری برای پریدن
من پیشواى مؤمنانم و مال پیشواى تبهکاران [ و معنى آن این است که مؤمنان پیرو منند ، و تبهکاران پیرو مال چنانکه زنبوران عسل مهتر خود را به دنبال ] . [نهج البلاغه]

این ماه رسول ، عرش را قائمه است
مریم به سرای عزت اش خادمه است
انسیه و صدیقه شدن چیزی نیست
والله قسم که فاطمه فاطمه است



مهدی صفی یاری ::: جمعه 22/2/91::: ساعت 10:26 عصر نظرات دیگران: نظر

سلام....شعری رو که دیروز بدون مقدمه بهم عنایت شد ، امروز تقدیم ساحت قدسی امام رئوف می کنم ....از قبل هم شنیده بودم از امام رضا نباید چیزی خواست...چون خودشون بیشتر از حاجتت بهت عنایت می کنن...مشهدی ها نائب الزیاره حقیر هم باشند...یا علی ع


هی هول می دهند مرا بین جمعیت
گم می شوم دوباره خدا بین جمعیت
معلوم شد شبیه قیامت در این سرا
فرقی نمی کنند شاه و گدا بین جمعیت
دیدم خودم فرشته از اینجا عبور کرد
از لابلای پنجره ها بین جمعیت
تا باز شد دوباره در ، اینجا شلوغ شد
پیچید یا امام رضا بین جمعیت
امروز هم دوباره مریضی شفا گرفت
نزدیکی ضریح طلا  بین جمعیت
...
من مطمئن شدم که خود آن مسافر است...
تا گفت : التماس دعا بین جمعیت
 



مهدی صفی یاری ::: چهارشنبه 13/2/91::: ساعت 12:52 عصر نظرات دیگران: نظر


من مانده ام و اینهمه غم دور و بر تو
نزدیک شده فاطمه وقت سفر تو
تو می روی و صاحب این خانه ندانست
بین در و دیوار چه آمد به سر تو؟



مهدی صفی یاری ::: چهارشنبه 23/1/91::: ساعت 12:53 عصر نظرات دیگران: نظر

غزلی تقدیم به غربت علی (ع)


دست بردار دلم نیست غم انگار خدا
چه کنم با غم این بانوی بیمار خدا
یک نفر نیست بگوید که در این شهر غریب
یاس دلخسته کجا و در و دیوار خدا !!
پهلوان بودم و یکباره زمین گیر شدم
صورتی مانده از آن حیدر کرّار خدا
چند وقتی است فقط خیره به حال  حسن ام
نیمه شب می شود از خواب که بیدار خدا....
کاشکی جنس در خانه ام از چوب نبود
تا نمی سوخت گل و غنچه و گلزار خدا
کاشکی شکل در خانه من جوری بود
که نمی خورد به یارم نوک مسمار خدا
پیش چشمم دو سه باری است که هی می افتد...
سر به دیوارم و او دست به دیوار خدا
گاه اسماء صدا می کندم گه فضه
صاحب چشم کبودی که شده تار خدا
گاهی از در که می آیم نفس ام می گیرد
باز چشم من و خون در و دیوار خدا
می رسد زینبم از راه ، دلم می ریزد
چه کنم با غم این طفل پرستار خدا؟!
مدتی هست به سر چادر خاکی کرده
جای آن معجر و آن چادر گلدار خدا....
....
همه مشغول دعایند ولی می دانم
می رود از بر من فاطمه اینبار خدا
من به فکرم چه کنم موقع برداشتنش
دست بردار دلم نیست غم انگار خدا



مهدی صفی یاری ::: یکشنبه 20/1/91::: ساعت 12:56 صبح نظرات دیگران: نظر

و فاطمیه آمد....


السلام علیک یا بقیه الله الاعظم ، آجرک الله فی مصیبه امُک


...


آقا دلم چه بی قراره.....


                     چشام هوای گریه داره......


آقا سئوالی از تو دارم....


                      مادر چرا حرم نداره؟.......



مهدی صفی یاری ::: چهارشنبه 16/1/91::: ساعت 9:25 صبح نظرات دیگران: نظر

دیر یا زود می رسد


باید جمع و جور کنم


همه دل نوشته هایم را


همه خرت و پرت هایم را


با روکشی سفید


که می پیچند دور شعرهایم


باید


زودتر از این حرف ها می رفتم


از شهری که


همسایه هاش بوی دودکش بخاری می دهند


شهری که همسایه هایش


فقط بو می دهند...


بوی همه چیز جز بوی او


...


می روم دوباره متولد شوم


این سالها


آنقدر مُردم که خسته شدم


...


رسید...


دارد زنگ می زند...


موبایلم را خاموش می کنم


برای همیشه


...


آمدم


خدایا سلام


همسایه نمی خواهی؟


 ...



مهدی صفی یاری ::: پنج شنبه 10/1/91::: ساعت 1:44 عصر نظرات دیگران: نظر

درست لحظه تحویل سال


دلتنگت بودم...


کاش می شد دوباره برگردی


...


مدتهاست


همه دنبال ضمیر غایب شعرهای من هستند


 



مهدی صفی یاری ::: سه شنبه 8/1/91::: ساعت 9:39 صبح نظرات دیگران: نظر

در نگاهت پناه می گیرم
دوری از هر گناه می گیرم
بس که ماهی تو، من تو را با ماه
اکثرا اشتباه می گیرم



مهدی صفی یاری ::: یکشنبه 21/12/90::: ساعت 1:26 عصر نظرات دیگران: نظر

خدایا


برای با تو بودن


کافی است با بقیه نباشم


 کاری کن


یا با بقیه نباشم


یا وقتی با بقیه هستم


دلم پیش تو باشد


خدایا


چکار کنم دلم را ببری ؟؟؟؟


 



مهدی صفی یاری ::: یکشنبه 21/12/90::: ساعت 1:22 عصر نظرات دیگران: نظر

  تقدیم به حماسه سازان 12 اسفندماه



*در جمع شما چه شوق و شوری کردم
لبخند زنان عجب سروری کردم
پیش خودمان بماند اما جداً
دیروز چه احساس غروری کردم*



 


درود به شما که قلب رهبرتان را شاد کردید و گزینه های اوباما را به زباله دان تاریخ انداختید.


پی نوشت1:


- امیرالمونین (ع) : هر کس در زمانی که باید رهبرش را یاری کند در خواب باشد ، با لگد دشمن از خواب بیدار می شود...


پی نوشت 2: برای حمید


...من مانده ام و غم و دلی سرگشته


با اینهمه لاله های پرپر گشته


یک شایعه غریب اینطورم کرد


...


گفتند حمید باکری برگشته



مهدی صفی یاری ::: شنبه 13/12/90::: ساعت 8:58 صبح نظرات دیگران: نظر