سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
گرامی ترین عزّت، دانش است، زیرا با آنشناخت معاد و معاش به دست آید و خوارترین خواری، نادانی [امام علی علیه السلام]

   این هم از خوب هایمان ...

خورشید

هر روز

نماز صبح اش قضا می شود

 



مهدی صفی یاری ::: یکشنبه 91/3/28::: ساعت 8:41 عصر نظرات دیگران: نظر

اینجا کسی به مرده من شوک نمی زند
ته مانده امید مرا پوک نمی زند
بختم سیاه بود ولی از بد قضا
حتی کلاغ هم به دلم نوک نمی زند




مهدی صفی یاری ::: یکشنبه 91/3/21::: ساعت 2:11 عصر نظرات دیگران: نظر

نه عاشقم و نه ادعایی دارم
نه روی لبم شور  و نوایی دارم
من مثل مترسکی که در باران است 
تنهایی خیس بی صدایی دارم...



مهدی صفی یاری ::: سه شنبه 91/3/9::: ساعت 1:24 عصر نظرات دیگران: نظر


داشتم فکر می کردم که چرا یار بر نمی گردد؟!
پس چرا این شب جدایی ها ، یک شب آخر سحر نمی گردد؟!
داشتم فکر می کردم دل دیوانه را چه باید کرد؟!
غم چه آورده بر سرم که کسی از غمم با خبر نمی گردد؟!
بغض کردم هوای چشمانم مثل یک عصر جمعه ابری شد
تا نباشد غمی میان دل ، چشم آدم که تر نمی گردد
با خودم گفتم ای خدا ای کاش ، اصلا عاشق نمی شدم هرگز
هیچکس مثل من در این دل شب ، اینقدر در به در نمی گردد
تا کی آخر به راه خیره شدن ؟ تا کی آخر انیس غم بودن؟
یار از عاشق شکسته دلش اینقدر بی خبر نمی گردد!
پیر شد چشم مانده بر راهم ، بغض دیگر کلافه ام کرده
پس چرا این شب جدایی ها ، یک شب آخر سحر نمی گردد؟!
....
...
خواب دیدم که یار برگشته ....
....صبح جمعه نگار برگشته ....



مهدی صفی یاری ::: پنج شنبه 91/3/4::: ساعت 8:23 صبح نظرات دیگران: نظر