سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
دانش را فراگیرید که فرا گرفتنش، حسنه است. [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

اگر کریم تویی مابقی گدا هستند
همیشه در طلبت دست بر دعا هستند
طبیب را چه نیازی است ، نسخه کافی نیست
تمام مردم این شهر مبتلا هستند
بگو که حاتم طائی بیاید آقا جان
بگو که مدعیان کرم کجا هستند؟
تویی که زندگی ات را سه بار بخشیدی
بقیه پیش تو در حد بچه ها هستند
کریم زاده همین است ، دست او باز است
بقیه جیره خور سفره شما هستند
تو ارث برده ای از آفتاب و آئینه
یتیم ، اسیر ، گدا با تو آشنا هستند
تو کافی است که لب تر کنی وگرنه همه
به وقت وصف تو در اصل با خدا هستند
خدا چقدر مرا دوست دارد آقا جان
وگرنه اینهمه مردم که بی شما هستند...!!!
خدا کند که کریمان همیشه خوش باشند
که تکیه گاه دل خلق بینوا هستند

...

پی نوشت:این دو بیت هم الان حواله شد

این خانواده طایفه لطف و گنج بود
تنها امام حسن یک ز پنج بود
وقتی که خمس آمد و کسری ز هست رفت
دیگر حساب لطف بقیه ز دست رفت



مهدی صفی یاری ::: جمعه 91/5/13::: ساعت 1:37 عصر نظرات دیگران: نظر

نیمه ماه رسید و قمری می آید
خبر آمد که مبارک سحری می آید
ماه در لاک خودش رفت و نیامد بیرون
تا شنید از خود او ماه تری می آید
رفت خورشید پی کار خودش تا گفتند:
صبح خورشید ز سمت دگری می آید
حاتم از فرط نداری به گدایی افتاد
تا شنید از همه بخشنده تری می آید
ای کرم زاده ، کرم پیشه ، کریم بن کریم
ای علی زاده ی از ریشه کریم بن کریم
ای حسن نام و حسن خلق و حسن جلوه حسن
کرده الطاف تو یک عمر به من جلوه حسن
همه را با کرم ات مست گدایی کردی
عبد بودی و خدا خواست خدایی کردی
لطف تو آمد و دلهای ولایی را برد
کرم ات آبروی حاتم طایی را برد
آنقدر جود نمودی که دلم بی تاب است
هر کجا اسم شما هست گدایی باب است
دو سه باری همه زندگی ات بخشیدی
دشمن ات را تو به بخشندگی ات بخشیدی
تو در اوجی و به پایین نظرها داری
تو عزیزی و به مسکین نظرها داری
به همه از کرم و لطف شما خیر رسید
کرم ات هم به محبان تو هم غیر رسید
سفره انداختی و اینهمه مهمان داری
تو خودت  معجزه ای ، آیه قرآن داری
یک جهان عبد و گداهای پریشان داری
فکر کردم نکند ملک سلیمان داری!
مثل موسایی و اعجاز عصایت جاری است
نه نگفتی به کسی ، دست عطایت جاری است
چه کسی مثل تو اعجاز مسیحا دارد؟
چه کسی مثل تو یک مادر زهرا دارد؟
چه کسی مثل تو باباش ولی الله است؟
هر که شد منکر آقاییِ تو گمراه است
ای کریمان همه در پیش عطایت بی چیز
ای کرامت ز وجود حسناتت لبریز
به جهانی همه دم  لطف و عطای تو رسید
چه کسی در کرم و جود به پای تو رسید؟
اسم تان آمد و گلهای زمین وا شده اند
پیش پاهای شما جن و ملک پا شده اند
ای که در طایفه جود کریم ات خواندند
مثل بسم الله رحمن رحیم ات خواندند
پای این سفره نشاندید و بفرما گفتید
باز انعام رساندید و بفرما گفتید
سر این سفره به والله نشستن دارد
روی ارباب خداییش که دیدن دارد
پسر شاه شدن شاه شدن هم دارد
پسر ماه شدن ماه شدن هم دارد
ای کریم از تو ما  هر چه بگویید رسید
دل من از تو به سر منشاءتوحید رسید



مهدی صفی یاری ::: چهارشنبه 91/5/11::: ساعت 6:44 عصر نظرات دیگران: نظر

ما را نشانده اند سر سفره ی کریم
یکباره خوانده اند سر سفره ی کریم
از عرش هم تمام ملائک یکی یکی
گیسو فشانده اند سر سفره ی کریم
از بس کریم بود که انگشت بر دهن
یک عده مانده اند سر سفره ی کریم
حاتم که هیچ، طایفه ی حاتمان همه
خود را رسانده اند سر سفره ی کریم
مهمان ِ خوانده هست ولی باز بیشتر
خیل نخوانده اند سر سفره ی کریم
....
اصلا بهشت را به پشیزی نمی خرند
آنها که مانده اند سر سفره ی کریم



مهدی صفی یاری ::: سه شنبه 91/5/10::: ساعت 5:23 صبح نظرات دیگران: نظر

اگر تاریخ خلقت را بصورت عصر به عصر ورق بزنیم ، از عصر حجر تا عصر آهن و عصر ارتباطات و فناوری ، هر کدام مشخصه ای دارند که در سایر اعصار وجود نداشته است . پیشرفت ها در ایجاد فناوری های اولیه و بعدها فناوریهای پیشرفته جهت استفاده بشر و بهره مندی هر چه بیشتر اشرف مخلوقات از نعمات الهی فراهم آمدند. هرچند گاهی پیشرفت های ظاهری باعث عقب افتادگی های معنوی گردیدند و انسان را از آنچه که باید به آن می رسید محروم کردند.
با توجه به اینکه قرآن کریم ستون نگه دارنده تمام ارزشهای اسلامی و حبل الله المتین و حقیقت وحی و کتاب سازندگی بشریت است ، بی شک در عرصه خطرها نیز می تواند بهترین دافع و مانع از حدوث وقایع ناگوار ضد ارزشی و مخرب باشد .
انسان سازی و هدایت گری ، خاصیت همیشگی و ماهیت جاودانه این کتاب آسمانی است که از صدر اسلام تا کنون ، کلید نجات بشر از بحران های اخلاقی ، اجتماعی و آشفتگی های معنوی بوده و هست .
ماهیت قرآن، ماهیتی اندیشه محور و دعوت کننده به تفکر و تعقل است .
در عصر جنگ نرم ، دشمن ظاهرا سلاح گرم و آتش و آهن را کنار گذاشته و توپخانه معاندان ، سنگرهای عقیده ای و باورهای ارزشی را نشانه می گیرد .
گاهی سنگری ویران می شود ، گاهی آسیب می بیند و امکان بازسازی وجود دارد ولی گاهی عاملی بازدارنده ، آتش خصم را به سمت خودش بر می گرداند .
قرآن کریم، همان عامل بازدارنده و سیستم ضد موشکی است که با هدایتگری نبی مکرم اسلام (ص) ، اهل بیت علیهم السلام و علمای دین  و ارواح تربیت یافته مومنین ، سمت و سوی آتش دشمن را می یابد و هجمه آتش را به سنگر خصم هدایت می کند و با عمل رادارهای سیستم هدایتگر مدافع ، مسیر حرکت عوامل مخرب و ویرانگر دشمن شناسایی و از اصابت موشک های سهمگین شیطان به سنگر باورهای دینی و معنوی فرد جلوگیری می شود.
قرآن کریم هدایت است ، قرآن کریم سپر موشکی است ، قرآن کریم عامل بازدارنده است ، نقشه راه است ، اسلحه مومن است ، چراغ منوّر است ، قرآن کریم همه چیز یک مومن برای مومن ماندن است .
بی شک با توجه به اعجاز همه جانبه کلام الله مجید ، این کتاب آسمانی برای هر زمان و هر وسوسه نفسی نشانه و آیت دارد . داستان انبیاء می گوید ، راه را از چاه نشان می دهد ، از چاه رفتن یوسف می گوید ، از عزیز مصر شدن اش می گوید ، از بصیرت می گوید ، از حق و باطل می گوید و به قلم قسم میخورد و مژده می دهد که لا تقنطوا من رحمه الله ، ان الله یغفر الذنوب جمیعا.
قرآن سرچشمه بصیرت است و کسی که پای این چشمه نورانی ، عطش معرفت نداشته باشد ، راه را گم می کند و در برهوت جهل  و سرگردانی به عطش ظلالت هلاک خواهد شد .
گاهی شیطان چنان حق را در باطل و باطل را در حق ممزوج می کند که گویا حق همان باطل است و باطل همان حق.
قرآن کریم مثل چشمه ای زلال ، خبائث را می شوید و مسافران خسته و طوفان زده دریای زندگی را به بلد امن و ساحل نجات می رساند که : الا بذکر الله تطمئن القلوب
قرآن راه دوباره دوستی بشر با خداست و در هر بطن اش هزار ستاره امید می درخشد و اتصال قرآن به اهل بیت (علیهم السلام) ، راهی نورانی است که هیچگاه در آن خاموشی و ظلالت و ناامیدی راه ندارد.
باشد که در ماه خدا ، پای سفره قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)  متنعم شویم و سنگرهای اعتقادی و معنوی مان را با تمسک به قرآن و عترت از شر شیاطین و جنگجویان جبهه جنگ نرم حفظ کنیم.



مهدی صفی یاری ::: پنج شنبه 91/5/5::: ساعت 1:7 عصر نظرات دیگران: نظر

تو طبیبی ، شفای من هستی
من مریضم دوای من هستی
در دل لحظه های تاریکم
شاهد هر خطای من هستی
نیمه ی شب اگر تو را خواندم
عاشق ربّنای من هستی
تو خودت هم شدید دلتنگ
سوز و آه دعای من هستی
من اگر بنده بدی بودم
خوب شد تو خدای من هستی
ربّنا ربّنا الهی عفو
ای خدا ای خدا الهی عفو
من اگر عبد بی سر و پایم
سر و سامان ماالهی عفو
سالها بنده ات فراری بود
عوض سالها ...الهی عفو
دل من گیر کرده در دنیا
ربّنا آتنا الهی عفو
باز هم دعوتم الهی شکر
من و ماه خدا الهی عفو
همه ی عمر از تو دور افتاد
دل بی دست و پا الهی عفو
تو در این ماه رحمتت دیگر
راه ده بنده را ...الهی عفو
باورم هم نمی شود یارب
من و این گریه ها ....الهی عفو
حتم دارم یکی دعا کرده
این گدای تو را الهی عفو
من کجا و نشستن اینجا
من کجا تو کجا الهی عفو
آمدم تا خود تو بنشانیم
سر این سفره ها ....الهی عفو
یک نفر بین روضه  یادم کرد
بین صحن طلا ...الهی عفو
یک کبوتر بپای من گل ریخت
در باب الرضا ...الهی عفو
بالهایم مرا شبی بردند
تا خود کربلا ...الهی عفو
یک نفر چشم های من را بست
در دل قتلگا ....الهی عفو
چند لحظه گذشت و من دیدم
 بر سر نیزه ها ....الهی عفو
مزد این  روزه داری ام باشد
سفر کربلا ...الهی عفو
روضه در آخر کمیل ات بود
یا سریع الرضا ....الهی عفو



مهدی صفی یاری ::: دوشنبه 91/5/2::: ساعت 12:39 صبح نظرات دیگران: نظر